محمد مهدى ملايرى

130

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

ابن مقفع از مردم گور ( در عربى جور ) « 1 » يكى از شهرهاى فارس واقع در بيست فرسخى شيراز بوده است . و اين شهر گور همان است كه به نقل ياقوت « 2 » عضد الدوله ديلمى آن را فيروزآباد ناميد . نوشته است كه چون ناحيه گور شكارگاه عضد الدوله بود و هنگامى كه به شكار مىرفت مردم مىگفتند « ملك به گور رفت » عضد الدوله اين لفظ را خوش نداشت ازين رو نام آن را برگردانيد . اين شهر كه در زمان ساسانيان شهرى آباد و پرجمعيت بوده به هر دو نام خود در ادبيات عربى معروف است . جور كه معرب گور است به واسطهء گلهاى سرخ و خوش‌رنگش در زبان عربى معروف گرديده و هنوز هم در زبان عربى « الورد الجورى » وصف بهترين گل سرخ ( رز ) است « 3 » كه در فارسى سرخ آتشى خوانند . و نام فيروزآباد هم به علت آنكه صاحب قاموس ( كتاب لغت معروف عربى ) از مردم آنجا بوده و بيشتر با نسبت فيروز آبادى خوانده مىشود در زبان عربى و فارسى معروف است . ظاهرا نخستين كار ديوانى كه ابن مقفع بدان اشتغال يافته كارگزارى كوره « بهقباد » بوده . و اين در سال 97 هجرى و در هنگامى بوده است كه سليمان بن عبد الملك خليفهء اموى يزيد بن ابو مسلم والى عراق را معزول ساخت ، و ولايت عراق را به يزيد بن مهلب و امر خراج را به‌عهدهء صالح فرزند عبد الرحمن سيستانى واگذارد « 4 » ، و وى يعنى صالح ابن مقفع را از جانب خود به

--> ( 1 ) . اين كلمه در الفهرست چاپ فلوگل « حوز » با زاء نقطه‌دار و در چاپ تجدد « خوز » با خاء و زاء نقطه‌دار آمده و هر دو تحريف از كلمه « جور » معرب « گور » است . ( 2 ) . معجم البلدان در كلمهء جور . ( 3 ) . « و بين جور و شيراز عشرون فرسخا و اليها ينسب الورد الجورى ، و هو اجود اصناف الورد ، و هو الاحمر الصافى » از همان مصدر . ( 4 ) . فتوح البلدان ، ص 464 چاپ دوخويه و ص 570 چاپ دكتر منجد . بنابراين روايت گفته ابن خلكان كه ابن مقفع در زمان كشته شدنش 36 ساله بوده مورد ترديد قرار مىگيرد . اين صالح همان است كه ديوان عراق را در زمان حجاج بن يوسف بر عراق از فارسى به عربى برگرداند . براى تفصيل اين مطلب نگاه كنيد به : « نقل ديوان عراق از فارسى به عربى . . . » از نويسندهء اين -